شمارهٔ ۸۱ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
زلف چون از روی یکسو افکند
ماه گردون را بزانو افکند
دانه دل آن لب شیرین بود
دام جان آن چشم جادو افکند
دل بزلفش دادم و انکار کرد
کس دل اندردست هندو افکند؟
بوسه خواهم از و حالی ز لعل
پرده بر روی لولو افکند
آبرا ماند که گر یک دم زنم
صد گره زان دم برابرو افکند
چرخ نتواند کمان او کشید
کار اگر بازور بازو افکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار در وصف زیبایی و جذابیت محبوبی به تصویر کشیده شدهاند. شاعر از زلف محبوب میگوید که چون ظرافت خود را به یکسو میاندازد، همچون ماهی که در برابر آن زانو میزند. لبهای شیرین محبوب دانه دل شاعر است و چشمان جاذب او جانش را در دام میاندازد. شاعر دل خود را به زلف محبوب داده و او این را انکار میکند. همچنین شاعر از تمایل به بوسه بر لبهای محبوب و زیباییهایی که در آنها نهفته است سخن میگوید. او احساس میکند که اگر تنها یک لحظه از محبوب دور شود، دچار مشکلات زیادی خواهد شد. در نهایت، شاعر بر این عقیده است که دنیای تیره و تار نمیتواند کمان زیبایی محبوب را کشیده و در برابر آن مقاوم باشد.