نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عشقت آتش در آب داند زد

نرگست راه خواب داند زد

زلف دلبند تو بدل بردن

پایها بر صواب داند زد

گره از غالیه تواند بست

حلقه از مشگ ناب داند زد

آن نمکدان لب از همه کاری

نمکی بر کباب داند زد

خود نداند نواخت چون چنگم

همه همچون رباب داند زد

لب لعل تو در طرب زائی

طعنه ها در شراب داند زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و زیبایی‌های معشوق اشاره دارد. شاعر به توصیف احساسات عمیق خود می‌پردازد و می‌گوید که عشقش همچون آتش در آب شعله‌ور است. او به نرگس زیبای معشوق که خواب و آرامش را فراهم می‌کند، اشاره می‌کند و به زلف‌های دلبر که دلش را می‌برد، می‌پردازد. در ادامه، شاعر به نمکین بودن لب معشوق و تاثیر آن بر زندگی‌اش اشاره نموده و می‌گوید که او خود نمی‌داند چگونه نواخته می‌شود ولی در نهایت، لبان لعل معشوقش همچون شراب طرب‌آورند. کل شعر حاکی از شوق و مهر و زیبایی‌های عشق است.