شمارهٔ ۸۲ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دل چو دم از دلربائی میزند
عافیت را پشت پائی میزند
بازعاشق گشت و معذورست دل
گرچه لاف از بیوفائی میزند
از میان موج خون چون غرقه
دست هر ساعت بجائی میزند
هر دمم دل پیش پائی مینهد
هر زمانم غم قفائی میزند
از غمت شادم که چون بیند مرا
آخر از دل مرحبائی میزند
از همه عالم سر زلفین او
زخم هم بر آشنائی میزند
گرچه شد دل در سرکارش هنوز
در غم او دست و پائی میزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درگیریهای دل شاعر میپردازد. دل شاعر همچنان که از معشوقی دلربا میگوید، از عافیت خود دست میکشد و دوباره عاشق میشود. حتی اگر عاشق ناامید باشد، دلش باز به عشق و یاد معشوق میتپد و هر لحظه درگیر غم و شادی است. شاعر از غم معشوقش خوشحال است و نشان میدهد که عشق و درد آن برایش ارزشمند است. در نهایت، دلش همچنان در تلاش است تا به عشق معشوق وفادار بماند، حتی اگر با غم و درد همراه باشد.