نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

غمت جز در دل یکتا نگنجد

که رخت عشق در هر جا نگنجد

ندانم از چه خیزد اینهمه اشک

که چندین آب در دریا نگنجد

مرا گفتی که جز من یار داری

تو دانی کاین سخن در ما نگنجد

امید وصل چون در میم گنجد

که میم آنجا همی تنها نگنجد

لبت بی زر مرا بوسی دهد نی

در او این ناز نا زیبا نگنجد

بجانی میدهی بوسی و هم خشم؟

در این سودات این صفرا نگنجد

مرا گفتی که خود ناخوانده آیم

نه در طبع تو ای رعنا نگنجد؟

زمن جان خواستی بستان هم امروز

که در تاریخ ما فردا نگنجد

ازان کوچک دهانت در گمانم

که در وی بوسه گنجد یا نگنجد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اندوه و عشق پرداخته و اشاره می‌کند که غم نمی‌تواند جز در دل یکتا جای بگیرد. شاعر از دردی سخن می‌گوید که اشک‌هایش به اندازه‌ٔ دریاست و از آنچه در دل دارد نمی‌تواند به راحتی صحبت کند. او به معشوقش یادآوری می‌کند که عشق و امید به وصال او بسیار بزرگ‌تر از آن است که در قالب‌های معمول جا بگیرد. همچنین، او تعجب می‌کند که چطور گفته می‌شود که معشوق یار دیگری دارد و این سخن در دل او نمی‌گنجد. در مجموع، شعر بیانگر عمق احساسات و ناامیدی‌های عاشقانه است و نشان می‌دهد که عشق و غم در این حالت فراتر از هر اندازه و محدودیتی هستند.