نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ابر نوروز زغم روی جهان میشوید

باز هر دلشده دلبر خود میجوید

باد چون طبله عطار بمشک اندودست

هرکجا برگذرد خاک ازو میبوید

بربنا گوش چمن خط بنفشه بدمید

چشم بددور نبینی که چه خوش میروید

گل چو من مدح ملک گفت و دهن پرزر کرد

لاله بنگر بحسد روی بخون میشوید

هر شبی بلبل سرمست بگوید غزلی

تا چومن فردا در پیش ملک میگوید

شاه جانبخش جهانگیر حسام الدین آن

که سوی در گهش اقبال بسر میپوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و شادی‌های بهار و نوروز می‌پردازد. شاعر از فرارسیدن بهار و رویش گل‌ها و خوشبویی طبیعت صحبت می‌کند و شادی دل‌ها در این فصل را یادآوری می‌کند. او به زیبایی محفل و دلبرانی که هر کسی به دنبالش است اشاره می‌کند. هم چنین، بلبل‌ها در شب‌ها غزلی عاشقانه سر می‌دهند که بازتابی از عشق و شوق زندگی است. در پایان، شاعر نام شاه را ذکر می‌کند که به عنوان منبع خوشبختی و سعادت در جهان محسوب می‌شود.