نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دلبرم بر من تحکم میکند

عهدنامه هر زمان گم میکند

می نهد هر ساعتی خاری دگر

پس چو گل در لب تبسم میکند

نرگس بی آب او در دلبری

التفاتی خود بمردم میکند

بارخت هرکو کند برمه نگاه

بر لب دریا تیمم میکند

مردم چشمم سیه جامه چراست

گرنه از جورش تظلم میکند

مورچه از غالیه برگل که کرد

آن کند کز مشک کژدم میکند

جز گل و نرگس نبوید زلف او

زنگئی چندین تنعم میکند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوقه‌ای سخن می‌گوید که با رفتارهایش برای او دردسر ایجاد می‌کند و به او ظلم می‌کند. معشوقه به صورت مکرر وعده‌ها و عهدها را فراموش می‌کند و در هر لحظه او را با خاری جدید آزار می‌دهد. با این حال، معشوقه در عین حال باعث لبخند و زیبایی در زندگی شاعر است. شاعر به احساس خود نسبت به او اشاره می‌کند و اینکه در نگاه او معانی عمیق و زیبا نهفته است، هرچند که دلتنگی و غم نیز در این عشق وجود دارد. همچنین، از زیبایی‌های معشوقه و تاثیر آن بر دیگران نیز سخن می‌گوید. این احساسات متناقض، جذابیت و درد عشق را به تصویر می‌کشد.