شمارهٔ ۹۶ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زلف تو بر عارض تو پایبازی میکند
هر زمان سوی لب تو دستیازی میکند
جزع تو در دل ربودن جان همیسوزد ولی
لعل تو در بوسه دادن دلنوازی میکند
در کمان ابروی تو ناوک مژگان تو
بر دل من زخمهای تیر غازی میکند
بوسه بدهد مرا پس جان و دل بربایدم
خود حسابی نیست بر ما ترکتازی میکند
ور لبش بوسی پذیرد از اشارت چشم او
میکند انکارها یعنی که بازی میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای معشوقهاش اشاره دارد و از بازیگوشی و جذابیت او سخن میگوید. زلف و لب او سبب جذب و سوزش دل شاعر میشود. همچنین میان ابرو و مژگان او هم زخمهایی به دل شاعر میزند. شاعر از بوسههای او و تأثیری که بر جان و دلش میگذارند، صحبت میکند و به نوعی بازیگوشی و انکارهای معشوقه در عشق و عشقورزی اشاره دارد. در کل، شعر توصیفی از عشق و زیباییهای معشوق است و احساسات عمیق و پیچیده شاعر را به تصویر میکشد.