شمارهٔ ۱۰۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
گر آن بی وفا عهد یاری شکست
خدا یار او باد هر جا که هست
نه زین شهر بار سفر بست و رفت
که از کوی مهر و وفا رخت بست
میفشان سرشک از مژه دمبدم
که شد خانه تن ازین سیل پست
مزن بر دلم زخم و مرهم بنه
که پیوند نتوان چو شیشه شکست
مکن غمزه تعلیم چشمان شوخ
مده تیغ در دست هندوی مست
ز نوشین لبت سبزه خط دمید
خضر بر لب آب حیوان نشست
مبین لعل میگونش ای پارسا
که جامی ازان جام شد می پرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع وفا و بیوفایی میپردازد. شاعر از شکستن عهد و پیمان یاری صحبت میکند و میگوید که اگر کسی در دوستی بیوفا شده و به سراغ وفا نرود، خداوند او را در هر کجا که باشد یاری کند. شاعر به غم و اندوه ناشی از جدایی اشاره میکند و میگوید که نمیتواند بر درد دلش مرهم بگذارد چون پیوند او و دوستش مانند شیشهای شکسته است. همچنین او از زیباییهای عشق و جذابیت معشوقش یاد میکند، ضمن اینکه به پیغامهای دردناک عاشقانه و غمزههای چشم معشوق نیز اشاره دارد. در نهایت، شاعر به زیبایی و لطافت وجود معشوق و اثرات آن بر روح اشاره میکند.