شمارهٔ ۱۲۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خطت گرد لب آن مشکین نبات است
که رسته بر لب آب حیات است
به هر کس دارد آن چشم التفاتی
به حال ما چرا بی التفات است
به راه کعبه وصلت دو چشمم
یکی چون دجله وان دیگر فرات است
زکات لب بده ای نامسلمان
که یک رکن از مسلمانی زکات است
به قتل من براتی دارد از مشک
رخت کز وی نه امکان نجات است
لبت آمد نگینی لعل کز خط
سیه کرده پی مهر برات است
ز سعدی نیست تا جامی جز این فرق
که یکسر شعر جامی طیبات است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جاذبهی معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارهها، حسرت و درد بیاعتنایی معشوق را بیان میکند. او میگوید که لب معشوق مانند گلی زیبا بر لب آب حیات است و چشمهای او توجه خاصی به دیگران دارند، اما به حال شاعر توجهی نمیشود. شاعر همچنین به زکات لب اشاره میکند و از معشوق میخواهد که محبت و توجه خود را بخشی به او کند. در نهایت، شاعر با اشاره به اینکه این شعر از سعدی متفاوت است، سعی در بیان قدرت و عواطف عمیقتری دارد که فراتر از یک شعر عادی است.