نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هلال عید جستن کار عام است

هلال عید خاصان دور جام است

بیا ساقی که امشب توبه ما

ز می چون روزه فردا حرام است

برافراز آتشی دیگر ز باده

که دیگ ما ز روزه نیم خام است

ز روزه رخنه شد ایام عیشم

خوشا رندی که عیش او مدام است

ز بس بیهوشی و مستی نداند

که ماه روزه در عالم کدام است

کرم کن یک دو جام دیگرم ده

که از من تا به مستی یک دو گام است

به میخانه چو خاک افتاده جامی

به بوی جرعه جام کرام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عید و شادی و مهمانی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که در عید، همه در حال جشن و شادی هستند، اما برخی خاصان هم بیشتر به می‌نوشند و شاداب‌تر به نظر می‌رسند. او از ساقی می‌خواهد که برایش شراب بیاورد، زیرا در شب عید روزه‌داری حرام است و وقت لذت بردن و خوش‌گذرانی است. شاعر بر این باور است که روزه باعث شده تا روزهای عیش و شادی‌اش محدود شود و به شادی و مستی اشاره می‌کند که برخی افراد آن را نمی‌شناسند. او درخواست می‌کند که چند جام دیگر به او داده شود تا بتواند همچنان به مستی و شادابی ادامه دهد. در نهایت به بوی خوش شراب و لذت آن اشاره می‌کند.