نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن کیست سواره که بلای دل و دین است

صد خانه برانداخته در خانه زین است

ماهی ست درخشنده چو بر پشت سمند است

سروی ست خرامنده چو بر روی زمین است

آشوب جهان است اگر اسپ سوار است

آسایش جان است اگر بزم نشین است

در آتش و آبم ز دل و دیده چو دیدم

کافروخته رخسار و عرق کرده جبین است

برتافت ز من رو گره افکند در ابرو

اینک سر و شمشیر اگر بر سر کین است

گر قصه خود عرضه رایش نتوان کرد

صد شکر خدا کو همه دان و همه بین است

گفتم که سخنرانی جامی ز لب توست

از پسته شکر ریخت که آری سخن این است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی شخصی است که سوار بر اسب است و به عنوان بلای دل و دین توصیف شده است. او باعث آشوب در جهان می‌شود، اما در عین حال آرامش را نیز به ارمغان می‌آورد. شاعر از زیبایی و درخشندگی او صحبت می‌کند و احساسات عمیق خود را از عشق و دلدادگی بیان می‌کند. همچنین، شاعر به تأثیر این شخص بر دل و جان خود اشاره می‌کند و از قدرت کلام او سخن می‌گوید، که می‌تواند به راحتی دل‌ها را تسخیر کند. در نهایت، شاعر از شیرینی کلامش به عنوان یک نعمت یاد می‌کند.