نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

جفای تو که بسی خوشتر از وفای من است

همه عنایت و لطف است چون به جای من است

وفا که با همه کس می کنی نمی خواهم

من و جفای تو کان خاصه از برای من است

چو قدر دولت وصل تو را ندانستم

به داغ هجر که می سوزیم سزای من است

گهی که تیغ زنی دست ده که بوسه زنم

که دستبوس تو آن لحظه خون بهای من است

خوش آنکه رحم کنان با رقیب می گفتی

مرانش از سر این کو که مبتلای من است

مرا به مهر تو تا هست روی سایه صفت

رقیب رو سیه افتاده در قفای من است

مگو که شینه بیگانگان ست جامی را

که عمرهاست سگ کویت آشنای من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وفا نوشته شده و بیان‌کننده احساسات عمیق عاشق نسبت به معشوق است. شاعر با اشاره به جفای معشوق به جای وفا، همچنین به ارزش روزهای وصال و درد جدایی اشاره می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که در لحظات سخت، به او لطف کند و در کنار او باشد. شاعر همچنین به بودن در کنار معشوق و وفاداری خود تأکید می‌کند و می‌گوید که عشقش با عشق دیگران متفاوت و خاص است. در نهایت، او تعلق خود به معشوق را با تمام وجود بیان می‌کند و از جدایی و بی‌وفایی دیگران رنج می‌برد.