شمارهٔ ۱۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها
که می بخشد صفای می فروغ خلوت دلها
انلنی جرعة منها ارحنی ساعة عنی
که ماند از ظلمت هستی درون پرده مشکلها
به جان شو ساکن کعبه بیابان چند پیمایی
چو نبود قرب روحانی چه سود از قطع منزلها
برآر ای بحر بیپایان ز جود بیکران موجی
که خلقی تشنهلب مردند بر اطراف ساحلها
مرا نظاره محمل ز سلمی باز میدارد
چه باشد برق استغنا زند آتش به محملها
تو سلطان فلک قدری چه باشی با گداطبعان
تو خورشید جهانتابی چه گردی شمع محفلها
صفای جام می جامی برد زنگ غم از خاطر
اذا ما تلق من هم فحاولها و ناولها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجلیات معنوی و روحانی است که از سرچشمهای پاک سرچشمه میگیرد و به دلها صفا و روشنی میبخشند. سراینده از معشوق میخواهد که لحظهای به او آرامش دهد تا از تاریکیهای وجودش رهایی یابد. او به دنبال نزدیک شدن به خداوند است و میگوید که بدون وجود ارتباط روحانی، سفر و تلاشها بیفایدهاند. همچنین، شاعر به کشش و عطش بشر به معرفت و معنویت اشاره میکند و میگوید که در این دنیا، تنها با توجه به صفای روح و نزدیکی به حق میتوان از درد و غم فراق رهایی یافت. او به عظمت خداوند و مقام بلند او در برابر بندگان اشاره میکند و در نهایت به نوشیدن شراب عشق و صفای آن اشاره مینماید.