نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به هر منزل که جانان من آنجاست

تنم اینجا ولی جان من آنجاست

من ار دورم بحمدالله که باری

دل بی صبر و سامان من آنجاست

مرا گر نیست جا بر طرف بامش

خوشم کآواز افغان من آنجاست

در آن کشور مسلمانی مجویید

که شوخ نامسلمان من آنجاست

چه حاجت ماه تابان در دیاری

که خورشید درخشان من آنجاست

به تیغ آن مه دلم را می کند چاک

بهانه آنکه پیکان من آنجاست

مخوان جامی جز آنجا گفته خویش

که محبوب سخندان من آنجاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دلتنگی و عشق به معشوق است. شاعر با بیان اینکه تنش در جایی دیگر است ولی جان و دلش در کنار محبوبش قرار دارد، احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان می‌کند. او هر جا که معشوق باشد، احساس خوشحالی و آرامش می‌کند و به دیگر نقاط اشاره می‌کند که نمی‌توانند به اندازه حضور معشوق دلش را شاد کنند. همچنین به زیبایی و تاثیر عمیق معشوق بر روح و دلش اشاره دارد و تأکید می‌کند که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند جایگزین محبوبش شود. در کل، این شعر با حسرت و شوق به محبت و نزدیکی به معشوق نوشته شده است.