شمارهٔ ۱۸۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غمت تا در دلم منزل گرفته ست
ز شادی جهانم دل گرفته ست
مپرس از من شمار عقد آن زلف
که عقل آن عقده را مشکل گرفته ست
تو دریایی و زاهد خشک ازان ماند
کزین دریا ره ساحل گرفته ست
مبند ای ساربان محمل که امروز
سرشکم راه بر محمل گرفته ست
دلم با چشم خونریز تو صیدی ست
که صیادش پی بسمل گرفته ست
به کوی عشق ازان کس حاصلی نیست
که راه زهد بی حاصل گرفته ست
ز جامت جرعه ای ناخورده جامی
چه خود را مست لایعقل گرفته ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس غم و اندوه شاعر است که تحت تأثیر عشق و دلبستگیهایش قرار دارد. او به تصویر کشیدن حالت دلbroken خود میپردازد و اشاره میکند که شادی از زندگیاش رخت بر بسته و دلش را غم و اندوه پر کرده است. همچنین در اشارهای به پیچیدگیهای عشق و زیانهای ناشی از آن، به زد و بندهای عقل و احساسی که باعث قفل شدن دلش شدهاند، میپردازد. تصویر دریا و ساحل نشاندهندهی فاصلهای است که میان خواستهها و واقعیت وجود دارد. در نهایت، شاعر به نقد زهد و دنیازدگی میپردازد که تنها به زحمت و بیحاصلی میانجامد.