شمارهٔ ۱۸۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ازان درج گوهر تکلم خوش است
وز آن غنچه تر تبسم خوش است
چو مورم مکن پایمال جفا
که بر زیردستان ترحم خوش است
چه می جویی از من نشان رقیب
نشان رقیب از جهان گم خوش است
نخواهم جدا از سگان درت
جهان را که دنیا به مردم خوش است
منه گو فلک بالش زرکشم
سر من به خشت سر خم خوش است
به درد و غم عشق خوش می زیم
چو اسباب باشد تنعم خوش است
مکن با رخش جامی از ناله بس
که بر گل ز بلبل ترنم خوش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لذتهای زندگی و زیباییهایی است که اطراف ما وجود دارد. شاعر از زیبایی کلام و لبخند مثل غنچه سخن میگوید و به اهمیت محبت و ترحم نسبت به دیگران اشاره میکند. همچنین او تأکید میکند که نیازی به جستجوی نشانههای رقیب ندارد، زیرا زیبایی دنیا و ارتباط با دیگران کافی است. شاعر میگوید که دنیا با مردم خوش است و در نهایت، درد و غم عشق را نیز بخشی از زیباییها میداند. در مجموع، شعر به استقبال از زندگی و زیباییهای آن دعوت میکند.