شمارهٔ ۲ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
حرز جانهاست نام دلبر ما
ما اعزاسمه و ما اعلی
نام او گنج نامه لاهوت
گنج پنهان غیب ازو پیدا
همه اسما مظاهر ذاتند
همه اشیا مظاهر اسما
لا اری فی الوجود الا هو
محو شد نام غیر و نقش سوی
هستی مطلق است و وحدت صرف
این هو این انت این انا
من و او و تو از میان برخاست
سر وحدت شد از همه یکتا
جان جامی ز نکته وحدت
نشکیبد چو ماهی از دریا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی به مفهوم وحدت و یگانگی وجود اشاره دارد. شاعر از دلبر خود، که نماد حقیقت و وجود مطلق است، سخن میگوید و بیان میکند که اسم او گنجینهای است پنهان که همه موجودات به نوعی نمودار آن الاسم هستند. تنها حقیقتی که در عالم وجود دارد، همان "او" است و همهچیز در راستای آن وحدت و یگانگی معنا میشود. در نهایت، ارتباط و تفکیکهایی که بین انسانها وجود دارد، در بستر این وحدت محو میشود. شاعری با استفاده از تصویر ماهی که از دریا نشکیبد، به جستجوی حقیقتی عمیقتر و فراتر از معانی ظاهری اشاره دارد.