شمارهٔ ۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گاه در دل ساز و گه در دیده جا
هر دو جای توست ای بدرالدجی
طوبی آمد قد تو وقت خرام
گر خرامد سوی ما طوبی لنا
تا به هر چشمی ز راهت سرمه برد
چشم من دارد غباری از صبا
می نگویم بنده خویشم شمار
نیست حکمی بنده را بر پادشا
خواهم از دل برکشم پیکان تو
لیکن از دل برنمی آید مرا
پرده بگشا چون نمودی آن دو زلف
تا رخت بینیم بعد از عمرها
گر سر جامی جدا سازی به تیغ
به که سازی زآستان خود جدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره کرده و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن میگوید. او معشوق را به عنوان نور و زیبایی اشاره میکند که در دل و دیدگان او جای دارد. همچنین به زیبایی و جاذبههای معشوق، مانند طوبی، اشاره کرده و آرزو دارد که چشمانش را با زیباییهای او آراسته کند. شاعر از کشش و علاقه شدید خود به معشوق سخن میگوید و همچنین از دشواریهایی که در ابراز محبت به او دارد. در پایان، او اشاره میکند که جدایی از معشوق به هیچوجه برایش قابل تحمل نیست.