نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا بر ورق گل زدی از مشک رقم‌ها

در وصف تو بشکست سر جمله قلم‌ها

هرگز دل من بی‌تو جدا از المی نیست

ای قاعده لطف تو تسکین الم‌ها

در لشکر عشق تو اسیران همه گردند

وز آتش دل‌هاست در آن گرد علم‌ها

نوعی دگر آمد ز کرم هر ستم تو

با خسته‌دلان می‌کنی انواع کرم‌ها

زین پیش غم جمله بتان بر دل من بود

آزاد شدم با غم تو از همه غم‌ها

تیغ ستمت گونه ز خون دگران یافت

بر عاشق خود تا کی ازینگونه ستم‌ها

صاحب‌نظران روی نهادند به جامی

زان روز که در راه تو شد خاک قدم‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و احساسات عاشق را در ارتباط با او بیان می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که همه قلم‌ها در وصف معشوق ناتوانند و هیچ قلبی بدون عشق او نمی‌تواند آرامش پیدا کند. او همچنین از تسلط عشق بر دل‌های عاشقان سخن می‌گوید و از لطافت و مهربانی‌های معشوق یاد می‌کند که حتی درد و رنج‌های قبلی را از دلش برطرف کرده است. در نهایت، شاعر با اشاره به تاثیر حضور معشوق بر دیگران، به رونق و زیبایی زندگی عاشقان در سایه عشق او اشاره می‌کند.