شمارهٔ ۲۰۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
لبت قوت جان از شکرخنده ساخت
به یک خنده صد کشته را زنده ساخت
دل پاره پاره مرا جمع بود
در آن زلف بادش پراکنده ساخت
چه روی خلاصی بود بنده را
که عشق تو صد شاه را بنده ساخت
ز یک تار مویت که تا پا رسید
پی ما توان عمر پاینده ساخت
برازنده نبود قبای بقا
جز آن زنده دل را که با ژنده ساخت
نبودم به یک بوسه شرمنده ات
به خوابم لبت دوش شرمنده ساخت
لبت دید جامی که بخشید جان
بلی مست را باده بخشنده ساخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأثیر شگرف لبها و خنده محبوب بر دل و جان شاعر است. شاعر با اشاره به این که لبهای معشوقهاش توانسته جان مردگان را زنده کند و دل پارهپارهاش را جمع کند، نشان میدهد که عشق و زیبایی او چقدر قوی و تاثیرگذار است. او به طور خاص به زلف و موی معشوق نیز اشاره میکند و از آن به عنوان عامل طول عمر و ماندگاری یاد میکند. در نهایت، شاعر از بوسه و شرمنده شدنش در خواب صحبت میکند و بیان میکند که لبهای معشوقش او را به مقام مستی و خوشی رسانده است. به کلی، شعر به زیبایی عشق و تأثیرات آن بر زندگی انسانها اشاره دارد.