نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بیا که چرخ مشعبد هزار شعبده ساخت

که یار کار جگر خستگان غمزده ساخت

اگر چه قاعده چرخ کارسازی نیست

به رغم اختر من بر خلاف قاعده ساخت

من و امید شهادت به تیغ آن شاهد

که قوت جان شهید خود از مشاهده ساخت

به صبر کوش دلا روز هجر فایده چیست

طبیب شربت تلخ از برای فایده ساخت

به دور آن لب میگون نشاند زاهد شهر

حریم صومعه را تاک و وقف میکده ساخت

به جنگجویی چشمت خوشم که می باید

حریف مردم بدمست را به عربده ساخت

چو نقش خط و رخت بست در غزل جامی

بیاض صفحه خورشید را مسوده ساخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به جدال و تضادهای عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر با اشاره به چرخ گردونه‌ای از رویدادها و تقدیر، به زیبایی‌ها و دردهای عشق اشاره می‌کند. هرچند که نظم و قاعده حاکم بر دنیا می‌تواند ناپایدار باشد، اما عشق و امید به شهادت در دل عاشق وجود دارد. شاعر همچنین به صبر در روزهای دوری و تلخی‌های زندگی اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که زیبایی‌ها و لذات زندگی، از جمله عشق به محبوب، در دل سختی‌ها نهفته است. او در نهایت، به قدرت چشمان معشوقه‌اش و تأثیر آن بر دیگران اشاره می‌کند، و روح عشق را به عنوان نیرویی توانمند توصیف می‌کند.