نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در بزم ما که می رود از نقل و جام بحث

ای محتسب مکن ز حلال و حرام بحث

زان زلف و رخ که حجت دور و تسلسل است

باشد میان اهل نظر صبح و شام بحث

زان ماجرا که باده فرو ریخت از لبت

هر دم رود میان صراحی و جام بحث

منعم کنی ز رخ که بگو ترک بحث وصل

تا منع وارد است نگردد تمام بحث

با زاهد فسرده مگو شرح سر عشق

از نکته های خاص مکن پیش عام بحث

از لعل توست این همه غوغای ما بلی

از می رود به مجلس مستان مدام بحث

جامی حدیث لعل لبش گوی اگر کند

با منطق تو طوطی شیرین کلام بحث

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مساله حلال و حرام و بحث‌های فلسفی درباره عشق و می‌نوشی اشاره می‌کند. او از محتسب می‌خواهد که در بحث‌هایش از این موضوعات جلوگیری کند و بر زیبایی‌ها و جذابیت‌های عشق و می پردازد. شاعر به زاهدان سردمزاج هشدار می‌دهد که از شرح عشق پرهیز کنند و به جای آن، زیبایی‌های عشق و شراب را تجلیل کند. در کل، این شعر به آزادی در بیان احساسات و لذت‌بردن از زندگی اشاره دارد و می‌خواهد که مباحث خشک و بی‌روح کنار گذاشته شود.