شمارهٔ ۲۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سیمین ذقنا سنگدلا لاله عذارا
خوش کن به نگاهی دل غم پرور ما را
این قالب فرسوده گر از کوی تو دور است
القلب علی بابک لیلا و نهارا
آزرده مبادا که شود آن تن نازک
از بهر خدا چست مکن بند قبا را
من چون گذرم از سر کوی تو کز آنجا
یارای گذشتن نبود باد صبا را
خوش آنکه ز می مست شوی بی خبر افتی
پنهان ز تو من بوسه زنم آن کف پا را
گر هست چو مجمر نفسم گرم عجب نیست
اذ حبک قد اوقد فی قلبی نارا
جامی نکند جز هوس بزم تو لیکن
در حضرت سلطان که دهد بار گدا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر فارسیزبان به عشق و علاقهاش نسبت به محبوبش میپردازد. او از زیباییها و جذابیتهای معشوق سخن میگوید و خواهان آن است که نگاه محبوبش دل او را شاد کند. شاعر به دوری از محبوب اشاره میکند و نگرانیاش را از جراحت احساسات و دلشکستگی بیان میکند. او همچنین توصیف میکند که چگونه نمیتواند به راحتی از کنار محبوبش بگذرد و به یاد لحظات خوشی که با او دارد، دلش شاد میشود. تصویرسازیهای عاشقانه و شاعرانهاش به عمق احساساتی که در قلبش نسبت به محبوب دارد، افزوده میشود.