نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ایهاالساقی ادر کاس الصبوح

هات مفتاحا لابواب الفتوح

پرتو جام است یا عکس مدام

ام بریق البرق ام برق یلوح

نکهت گل یا نسیم سنبل است

ام شمیم الراح ام مسک یفوح

رفتی و گفتی به هجران ده رضا

انت روحی کیف ارضی ان تروح

ناصح از می توبه فرماید ولی

من ز توبه توبه ای دارم نصوح

گریه ما بین همه عمر دراز

چند خوانی قصه طوفان نوح

جان فدای دوست کن جامی که هست

کمترین کاری درین ره بذل روح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ساقی می‌خواهد که جامی از شراب بیاورد و دروازه‌های شادی را به روی او باز کند. او به زیبایی و جاذبه‌ی شراب اشاره می‌کند و می‌گوید که آیا این زیبایی، از نور جام ناشی می‌شود یا از خود نور است. سپس به رایحه‌های گل و خوشبوئی اشاره می‌کند و نارضایتی خود را از جدایی بیان می‌کند. شاعر می‌گوید که اگر نصیحتی درباره‌ی توبه می‌شود، او توبه‌ای دارد که دیگر نمی‌خواهد از آن فاصله بگیرد. در نهایت، او تأکید می‌کند که تمامی عمرش را در غم سپری کرده و جانش برای دوستی آماده است و از دیگران می‌خواهد که در مسیر عشق، جان خود را فدای این محبت کنند.