نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای ز لعل تو زنده نام مسیح

کرده چشمت هزار خون صریح

بینم از خط سبز و خال سیاه

بر همه نیکوان تو را ترجیح

از لبت شور ما خوش است آری

کل شی ء من الملیح ملیح

کار نیک از رقیب چون آید

کل فعل من القبیح قبیح

خبر وصل کز تو داد رسول

خوش حدیثی ست گرچه نیست صحیح

زاهد شهر ما عجب مرغی ست

دام کرده ز دانه تسبیح

خون جامی چه غم که خورد لبت

باده باشد حلال پیش مسیح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی معشوقه‌اش می‌پردازد و او را به مسیح تشبیه می‌کند. او از چشمان معشوق که خون دل‌انگیزی را به خاطر عشقش جاری می‌سازد، سخن می‌گوید و او را برتر از دیگران می‌داند. معشوق با لبانش شور و شوق را به دل می‌آورد و شاعر به نقد رفتار زاهدان و ریاکاران می‌پردازد که با تظاهر به دینداری، در حقیقت دام‌نشینان دنیا هستند. در نهایت، شاعر با بی‌تفاوتی به قوانین دینی، به عشق و میگساری و لذت‌جویی اشاره می‌کند.