نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

در آن کو می روم هر لحظه باشد یار پیش آید

زهی دولت ز هر صد بار اگر یک بار پیش آید

نیاید هرگزم پیش آن بلای جان نبوده ست آن

که می گویند عاشق را بلا بسیار پیش آید

به وصف حال خود صد داستان بر یکدگر بندم

همه از هم فرو ریزد چو آن خونخوار پیش آید

چنان بی خود شوم هرگه نهم پا بر سر کویش

که از در بازنشاسم اگر دیوار پیش آید

دلم بر کار عشق انکار دارد لیک می دانم

ز خوی او که صدره دیگرش این کار پیش آید

در آن کو از فغان و ناله غم دیدگان هر کس

که پیش آید مرا با دیده خونبار پیش آید

طریق عشق جانان جامی اول می نمود آسان

چه دانستم که آخر این همه دشوار پیش آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و مشکلات آن می‌پردازد. او می‌گوید که در هر لحظه که به سوی معشوق می‌رود، همیشه یار پیش می‌آید و این خوش‌اقبالی را به‌عنوان نعمتی بزرگ می‌داند. اما در عین حال، می‌فهمد که عاشق شدن با بلاها و سختی‌ها همراه است. او به شدت تحت تأثیر معشوق قرار می‌گیرد و گویی در عشق، بی‌خود و دیوانه می‌شود. شاعر از درد و غم عشق سخن می‌گوید و به سختی‌های این راه اشاره می‌کند که برخلاف تصور اولیه‌اش، بسیار دشوار است. او ناله و فغان دیگران را هم از غم عشق می‌بیند و در پایان به چالش‌های عشق اعتراف می‌کند که نشان از پیچیدگی و سختی آن دارد.