شمارهٔ ۳۲۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا کی از هجر تو با غم همنشین خواهیم بود
با سرشک گرم و آه آتشین خواهیم بود
تو حریف دیگران ما از غمت جامه دران
تا تو باشی آن چنان ما این چنین خواهیم بود
در کمان ابرویت بیند نهان هر کج نظر
بعد ازین هر جا که باشی در کمین خواهیم بود
سنبل زلف تو چون خرمن نهد بر گل ز مشک
گرد آن خرمن گدای خوشه چین خواهیم بود
تا قدم بیرون نهی بر آستانت عمرها
ایستاده نقد جان در آستین خواهیم بود
چون تو از اندوه ما شادی مخور غم زانکه ما
از تو دایم با دل اندوهگین خواهیم بود
ای نشانده بر بساط عیش خلقی تا به کی
ما به کوی غم چو جامی بر زمین خواهیم بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد فراق و غم ناشی از جدایی از معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که تا زمانی که معشوق در کنار نیست، همواره با غم و اندوه زندگی خواهد کرد. شاعر به تداوم این احساسات و وابستگی خود به معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی وقتی معشوق در میان دیگران باشد، او همچنان در جستجوی او و یادآوری غمانگیز رابطهشان خواهد بود. او به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر آن بر زندگیاش میپردازد و همچنین به وابستگی عمیقش به معشوق و تحمل سختیهای ناشی از جدایی اشاره میکند. در نهایت، شاعر از ادامه زندگی در فضایی پر از غم و یادآوری معشوق صحبت میکند.