نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

خطت قوت ازان لعل خندان کشید

خضر چاشنی ز آب حیوان کشید

به خونم نوشته ست فرمان لبت

نخواهم سر از خط فرمان کشید

نیارست چشم دلم از تو دوخت

اجل کز تنم رشته جان کشید

پی مقدم تو ز سبزه صبا

بساط زمرد به بستان کشید

نه لاله ست آن بلکه خونین دلی

به دل بهر تو داغ پنهان کشید

نه غنچه ست بر گلبن آن بلکه گل

ز شرم تو رو در گریبان کشید

همین حاصل جامی از سیر بس

که در میکده پا به دامان کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر به زیبایی‌های وجود او اشاره می‌کند و می‌گوید که به خاطر عشق او هیچگاه از مسیر محبت و فرمان او منحرف نخواهد شد. او احساس می‌کند که عشقش شبیه به گل و گیاه در طبیعت است و حتی مرگ هم نمی‌تواند او را از این عشق جدا کند. شاعر همچنین به تمزیین و زیبایی‌های طبعیت اشاره می‌کند که همگی به واسطه‌ی حضور معشوق معنا یافته‌اند. در نهایت، شاعر به میکده و جامی از شراب اشاره می‌کند که نشان از لذت‌ها و تجربیات عاشقانه‌اش دارد.