نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قدسیان کین پرده های سبز گردون بسته اند

مهد عیش عاشقان زین پرده بیرون بسته اند

آن فسون خوانان که در تن ها به افسون جان دمند

پیش آن لعل فسون خوان لب ز افسون بسته اند

نوعروس حسن لیلی را به خلوتگاه ناز

گوشوار از دانه های اشک مجنون بسته اند

چیست دانی غنچه های ناشکفت اندر چمن

بلبلان در شاخ گل دلهای پرخون بسته اند

در دل از پیکان دری بگشا که راه دیده را

بر خیالت مردم از اشک جگرگون بسته اند

از خیال آن دو ابرو مردمان چشم ما

طاق ها بهر گذر بر روی جیحون بسته اند

کس خیال نخل بالایت به از جامی نبست

دیگران نخل سخن را گرچه موزون بسته اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعات عاشقانه و محنت‌های عاشقان می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌هایی همچون پرده‌های سبز آسمان و عیش و نوش عاشقان اشاره می‌کند که از دنیا پنهان شده‌اند. او همچنین از تاثیر عشق و فسون خوانی می‌گوید که جان عاشق را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این میان، نمادی از غم و دوری نیز وجود دارد، مانند اشک‌هایی که به زیور گوشواره‌ای تبدیل شده‌اند. شاعر احساسات عاشقانه را با تصاویری از غنچه‌های ناشکفته و بلبلانی که در پیگل‌های خونین هستند، تجسم می‌کند و نهایتاً از درد و آرزوهای عاشقان در دنیای فانی سخن می‌گوید. کل این اشعار نکاتی را درباره زیبایی‌ها و مصائب عشق بازگو می‌کنند.