نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن کیست که شهری همه دیوانه اویند

مفتون شده نرگس مستانه اویند

زان پیش که شمع رخش افروخته گردد

مرغان اولی اجنحه پروانه اویند

زان دم که به پیمانه لبش چاشنیی ریخت

جانها مگسان لب پیمانه اویند

هر کس که ز عشقش زده دم از مژه خوبان

جاروب کشان در کاشانه اویند

چشمان منش خانه و من مرده ز غیرت

کین مردمکان بهر چه هم خانه اویند

زلف ار به کفم می ننهد کاش ببخشد

مویی دو سه بگسسته که در شانه اویند

افسانه جامی مشنو خواجه که خلقی

در خواب اجل رفته ز افسانه اویند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف یک شخص خاص و جذابیت او می‌پردازد که همه به عشق و زیبایی‌اش دیوانه شده‌اند. در این شعر، شاعر به تصاویری مانند نرگس دلفریب، شمع و پروانه‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق به این فرد چقدر عمیق و فراگیر است. همچنین، او از احساسات و نشانه‌های عاشقانه‌ای صحبت می‌کند که نشان‌دهنده‌ی وابستگی و شیفتگی افراد به این شخص است. در نهایت، شاعر از دشواری‌های عشق و تمایل به نزدیکی به این فرد می‌گوید و به صورت شعرآمیز، به حال و هوای عاشقانه و تاثیرات آن بر روی دل و جان اشاره دارد.