شمارهٔ ۴۱۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کسی کش نیست طاقت کز قبا پیراهنت بیند
کجا تاب آورد کز پیرهن نازک تنت بیند
جفای تو همه با خویش خواهد عاشق بی دل
نمی خواهد که فردا دست کس در دامنت بیند
نبیند سر حسنت را کسی زینسان که من بینم
مگر چون مردم چشم من از چشم منت بیند
نیارد گشت گرد شمع رویت دل چو پروانه
ز بس پروانه جان عاشقان پیرامنت بیند
گر آهو شیوه چشم تو بیند از خدا خواهد
که خود را کشته پیش غمزه صید افکنت بیند
نیاید آشکارا خنده بر لب غنچه را دیگر
اگر دزدیده زیر لب تبسم کردنت بیند
به پای روزنت جامی چه آید بهر نظاره
چو نبود زهره آتش که سوی روزنت بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف احساسات عمیق خود نسبت به محبوب میپردازد و میگوید که هیچ کس مانند او نمیتواند زیبایی محبوب را درک کند. او به شدت تحت تأثیر جذابیت و نازکی پیراهن معشوق قرار میگیرد و میگوید که عشق بیدل تنها میتواند درد و جفای محبوب را با خود تحمل کند. همچنین اشاره به سختیهای عشق و حسرتهای ناشی از دوری و جدایی میکند. شاعر در نهایت تأکید میکند که دیدن لبخند و جذابیت محبوب برای عاشقی مانند او، بسیار دشوار و در عین حال شگفتانگیز است.