نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر شب ز غمت بس که دلم زار بنالد

از ناله زارم در و دیوار بنالد

بی روی تو نالد دل ازین سینه صد چاک

چون مرغ قفس کز غم گلزار بنالد

آه از دل سخت تو که یک ره نکنی گوش

گر عاشق دلسوخته صد بار بنالد

افغان دلم آید ازان طره شبرنگ

چون ناله مرغی که شب تار بنالد

گر کوهکن از عشق بنالید عجب نیست

گر کوه بود والله ازین بار بنالد

بلبل که ز گل هر چه رسد هست به آن خوش

خوش نیست گر از سرزنش خار بنالد

جامی مکن از یار فغان گر ستمی کرد

یار آن نبود کز ستم یار بنالد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از غم و عواطف عمیق عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر در شب‌های خود از غم دوری محبوبش به شدت می‌نالد و دلی پر درد را به تصویر می‌کشد. وی با بیان احساساتش به تشبیه‌هایی مانند مرغی در قفس و کوهی که از عشق می‌نالد، تلخی جدایی و سختی دل را توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر تاکید می‌کند که هرچند محبوب ممکن است ستم کند، اما عشق واقعی نباید سبب فریاد و ناله بیشتر شود. این پیام نشان‌دهنده عمق عشق و تحمل در برابر سختی‌هاست.