شمارهٔ ۴۲۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو نی از ناله بیشم قصه هجران فرو ریزد
دلم گردد ز غم خون خونم از مژگان فرو ریزد
ملایک بس که می گریند شبها از فغان من
عجب نبود که چون ابر از فلک باران فرو ریزد
ز بس دامنکشان بر کشتگان خود گذشت آن گل
اگر دامن فشارد خونش از دامان فرو ریزد
چنان پر شد مرا سینه ز پیکان های آن بدخو
که گر تیغش در او چاک افکند پیکان فرو ریزد
هجوم عشق او بر جانم از هر سو بدان ماند
که بر خوان گدایی موکب سلطان فرو ریزد
چه زلف است آن که گر بادش بجنباند ز هر حلقه
هزاران دل فرو بارد هزاران جان فرو ریزد
ز چشم اشک ریزم گر نویسد نکته ای جامی
ز نوک کلک او صد گوهر غلطان فرو ریزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره ی محنت و غم ناشی از جدایی و عشق عمیق بیان شدهاند. شاعر حس ناله و درد را از طریق نی به تصویر کشیده و میگوید که دلش از غم پر شده است و اشکهایش مانند باران فرو میریزند. ملائکه به خاطر فریاد او شبها گریه میکنند و این نشاندهنده شدت درد و عاطفهاش است. شاعر در ادامه به عشق و زیبارویان اشاره میکند و اوج عشق و تاثیر آن بر جان و دل را حس میکند. هر دمی که باد در موهای محبوب بوزد، دلها و جانها فرو میریزند، و در آخر، او از قدرت کلمات و نوشتن احساساتی ناب سخن میگوید که میتواند گنجهای بیکران را نمایان کند.