شمارهٔ ۴۲۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ماه نو بر شکل جام آمد نماز شام عید
یعنی از جام طرب خالی مباش ایام عید
کرد یک بار دگر عید از مه نو جام دور
می پرستان سرخوشند امشب ز دور جام عید
خوان کم خواران ماه روزه را برداشتند
باد باقی مجلس رندان دردآشام عید
عید بر هر کس گشاد از خمکده ابواب فیض
زاهد مغرور و محرومی ز فیض عام عید
می رساند نی که ماه روزه صامت گشته بود
از لب مطرب به گوش عاشقان پیغام عید
گشته بودم خشک همچون زاهد از امساک صوم
ساخت ساقی تازه ام از رشحه انعام عید
وام کن جامی به بزم عید وجه می که هست
طوق حشمت گردن اهل کرم را وام عید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به جشن عید و طعم شیرین میپردازد. در این متن، ماه نو نشانهای از عید و جشن است که دلها را شاد میکند. شاعر به میپرستان و رندان اشاره میکند که با خوشحالی در این مراسم حاضرند و از نعمتهای عید بهرهمند میشوند. او زاهدان سختگیر را که از نعمتهای عید محرومند، به نقد میکشد و میگوید که بازگشت به شادی و لذت باعث تازگی روح میشود. در نهایت، شاعر درخواست میکند که جامهای عید به او بدهند تا از این شادی و فیض الهی بهرهمند گردد.