شمارهٔ ۴۲۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سرو من در سایهٔ سنبل سمن میپرورد
سبزهٔ تر در کنار نسترن میپرورد
باغبان گر بیند آن رخسار و خط ماند خجل
زان گل و ریحان که بر طرف چمن میپرورد
مایهبخش اشک غمّاز آمد از خونابه دل
دشمن خود را به خون خویشتن میپرورد
هر گیاه غم که سر بر زد ز خاک محنتی
عشق تو آن را به آب چشم من میپرورد
از پی گلگشت شیرین لاله را در بیستون
گردش دوران به خون کوهکن میپرورد
قوت مجنون غم بود در وادی لیلی و بس
وه که مسکین طعمه زاغ و زغن میپرورد
گوش کن گفتار جامی را که در وصف لبت
میگدازد جان شیرین و سخن میپرورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و حزن شاعر است. شاعر از زیبایی و لطافت معشوق خود صحبت میکند و تأثیر عشق را بر زندگیاش توصیف میکند. او از گیاهانی یاد میکند که تحت تأثیر احساساتش رشد میکنند و از درد و غمی که عشق به او میآورد، سخن میگوید. همچنین به مضامین انسانی و احساساتی مانند خجالت باغبان از زیبایی معشوق و سرنوشت غمانگیز مجنون در عشق اشاره میکند. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق زندگیاش را پر از اشک و احساس میکند.