نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گذشت از حد خروش و گریه ابر نوبهاران را

کجا دانست یارب درد و داغ دل فگاران را

مبار ای ابر روز گشت آن چابک سوار آخر

که دیده بر ره است از دیرباز امیدواران را

ازین عشق جگرخواره چه دارم چشم بهبودی

که بر داده به باد نیستی چون من هزاران را

ز جام نیم خورد او کجا یک جرعه تا بینی

چو عهد من شکسته توبه پرهیزگاران را

چنین کز باده عشرت به خواب مستی شبها

چه دانی محنت بی خوابی شب زنده داران را

سزد کز بی کسی چون من عنان دوستی پیچد

بتی کو بسته فتراک بیند شهریاران را

سمند ناز جولان ده به ره گو کشته شو جامی

اگر ضایع شود موری چه نقصان شهسواران را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دردها و رنج‌های دل خود به خاطر عشق و جدایی می‌گوید. او به ابرها اشاره می‌کند که چگونه از شدت اشک و گریه‌هایش عبور کرده‌اند و در عین حال از امید به روزهای بهتر سخن می‌گوید. شاعر به شکست‌های عاطفی و فقدان خواب و آرامش اشاره دارد و به تنهایی و بی‌کسی خود می‌بالد. همچنین او از عشق و شور و حال ناشی از آن یاد می‌کند و از دوستی و زیبایی‌هایی که دارد ولی به دلیل جدایی به آن‌ها نمی‌رسد، حسرت می‌خورد. در نهایت، او از آتش عشق و دلیری در جاودانگی یاد می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که از دست دادن خود، ضرر بزرگی برای قهرمانان عشق نخواهد بود.