نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر

نخواهد شد تمنای تو از سر

خرامان بگذرم گفتی به خاکت

خدا را سرو من زین فکر مگذر

رقیب احوال دردم نیک داند

سگ کویت ازو صد بار بهتر

بنفشه گرد گل در خواب دیدم

معبر شد به آن جعد معنبر

مکن با قدش ای دل یاد طوبی

مشو هر لحظه مرغ شاخ دیگر

به رخ نقش خیال او کشیدی

زدی ای اشک آخر سکه بر زر

چه خوش باشد به بزم عیش جامی

می اندر جام و دلبر در برابر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مظلومیت و درد خود اشاره می‌کند و از ستمگری که به او تیغ می‌زنید، می‌نالد. او با افسوس به عشقش می‌نگرد و از رقیبش گله می‌کند که احوالش را می‌داند. شاعر در تصویرسازی‌هایش از زیبایی معشوق و اشک‌هایش سخن می‌گوید و به لذت‌های زندگی و می‌گساری اشاره دارد. در کل، این شعر حاوی احساسات عاشقانه، درد و آرزوی وصال است.