شمارهٔ ۴۳۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
روزه چون می داری ای شیرین پسر
کز دو لب بینم دهانت پرشکر
ماه روزه گر خوری شکر چه باک
نیست روزه ماه من بر ماه و خور
مردمان در روزه و عشاق را
هر دم از دیدار تو عید دگر
روزه داران بین همه مشتاق عید
من به وصلت از همه مشتاق تر
تا دهان بستم به روزه از خدای
خواهم آن حلوای لب شام و سحر
روزه داران را نیامد ماه عید
با وجود ابروانت در نظر
هر نماز شام جامی بی لبت
می گشاید روزه از خون جگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید از زیبایی و جذابیت یک پسر شیرینکام میپردازد که روزهداران را به یاد عید و شور و شوق زنده میکند. شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود اشاره میکند و افسوس میخورد که نتوانسته است از زیبایی لبان او لذت ببرد. او میگوید که عشق به او و دیدار از او برایش از روزه و عید هم بیشتر ارزش دارد و آرزو میکند که هرچه زودتر به وصال او برسد. همچنین، اشاره میکند که چگونه روزهداری برای او دشوار شده است و دیدن او در دل شب برایش نوعی عید و شادی میآورد.