شمارهٔ ۴۵۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیز
یاد کن از برگ ریز عمر و می در جام ریز
شد زرافشان فرش مینارنگ می سازد سپهر
ز ابر پرویزن که گردد بر سر زر سیم بیز
باغ شد بی برگ و اکنون هم خوش آهنگان باغ
می کنند آهنگ لیک از باغ آهنگ گریز
سبزه موقوف بهار آمد به زیر گل بلی
خفتگان باغ دارند انتظار رستخیز
هر گل راحت که گلبن داد مستان را به دست
می نهد در راهشان امروز صد خار ستیز
سرو ماند آزاد ز آسیبی که گلها را رسید
باد عمر سروران گو رو به باد این ریز و بیز
زود خواهد بود کآرد خار بهر اهل راز
همچو جامی صد گل معنی برون از طبع تیز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره گذر زمان و تأثیر آن بر زندگی و زیبایی طبیعت است. شاعر با ذکر خزان و ریزش برگها، به زوال عمر و فراز و نشیبهای زندگی اشاره میکند. گویی درختان و گلها به یاد میافتند که روزی سرزنده و شاداب بودهاند، اما اکنون با خشکی و زوال مواجهاند. شاعر به غم و اندوه ناشی از از دست دادن زیباییها میپردازد و به انتظار بهار و رستاخیز دوباره طبیعت اشاره میکند. میگوید هر گل زیبا که شادی را به ارمغان میآورده، اکنون با خاری در راه مستان مواجه است و عمر همچون بادی در حال گذر است. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که راز زندگی و زیبایی در تمام سختیها و چالشها نهفته است.