شمارهٔ ۴۶۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خطت فتنه ست و لبها فتنه انگیز
دلم زان فتنه خون و دیده خونریز
دلی آویخته زلفت ز هر موی
که را باشد چنین زلفی دلاویز
ز شکل قامتت شد کشته خلقی
تو را گر میل قتل ماست برخیز
تو چشمی و بود دود آفت چشم
ز دود آه مشتاقان بپرهیز
خوشم با محنت عشق تو آری
بود رنج محبت راحت آمیز
الا ای ماه تبریزی که چون خور
نشاید کرد در رویت نظر تیز
چو مولاناست جامی مست عشقت
تو با رخسار رخشان شمس تبریز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و به نوعی بیانگر احساسات شاعر در مواجهه با عشق و فتنههایی است که این عشق به همراه میآورد. شاعر به زلف و قامت معشوق اشاره میکند و از تأثیر عمیق آن بر دل و جان خود میگوید. در عین حال، وی از درد و سختیهای عشق نیز سخن میگوید و بیان میکند که این رنجها به نوعی با خوشی و راحتی آمیخته است. شاعر در نهایت به معشوقی اشاره میکند که صورتش مانند خورشید تابان است و بیان میکند که نمیتوان به چهرهاش با دقت نگریست، و او را با مولانا و شمس تبریز مقایسه مینماید.