نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نامه کز خوبان رسد تعویذ جان می‌خوانمش

وز همه غم‌های دل خط امان می‌خوانمش

نقطه و حرفی که می‌آید در آن نامه به چشم

نقش آن خال و خط عنبرفشان می‌خوانمش

مردمان هردم به خون دل سوادش می‌کنند

بر بیاض دیده و من خوش روان می‌خوانمش

چون پر است آن نامه از مرهم پی داغ نهان

گاه خواندن مرهم داغ نهان می‌خوانمش

مونس جان و دل من شد ندارم صبر از آن

یک زمان می‌بوسم او را یک زمان می‌خوانمش

می‌دهد بویی از آن برگ گل خندان مرا

جای آن دارد اگر گریه‌کنان می‌خوانمش

دوستان گویند جامی نامه خواندن تا به کی

ورد جان و حرز ایمان است از آن می‌خوانمش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به یک نامه است که به نوعی نماد عشق و امیدواری است. شاعر این نامه را از طرف محبوبش می‌داند و آن را معجزه‌ای برای روح و جانش می‌خواند. هر کلمه و نقطه‌ای که در این نامه وجود دارد، چون اثری از زیبایی و عشق را در دلش زنده می‌کند. حتی وقتی دیگران با نگرانی و به زحمت به خواندن آن می‌پردازند، او با شوق و عشق به آن می‌نگرد. این نامه برای او مرهمی است بر زخم‌های پنهانش و مونس دلش شده است. شاعر تلاش می‌کند که به طرز دلنشینی این نامه را توصیف کند و نشان دهد که حتی گریه بر آن نیز می‌تواند لحظاتی معنی‌دار و پر از احساس باشد. در نهایت، او به ارزش عمیق این نامه به عنوان یک منبع آرامش و ایمان اشاره می‌کند.