شمارهٔ ۴۹۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دل من که بس مبتلا بینمش
ازان شوخ در صد بلا بینمش
دل از وی نگه داشتن مشکل است
که شکلی عجب دلربا بینمش
رقیبانم از وی جدا ساختند
خدایا کز ایشان جدا بینمش
شب تیره هر کس به فکری و من
در آن غم که فردا کجا بینمش
خوش آن مه که یک ذره خرسندیم
نباشد اگر سالها بینمش
به ره چند سایم رخ آیا بود
که روزی بر آن پشت پا بینمش
ازان گشت بیگانه جامی ز خویش
که با درد عشق آشنا بینمش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از درد و سختیهایی که بر دلش میگذرد سخن میگوید و به زیبایی معشوقهاش اشاره میکند. او بیان میکند که دلش به سختی میتواند از محبت معشوقهاش جدا شود و هر لحظه در فکر دیدن اوست. شبها به غم آتیه و جدایی فکر میکند و آرزو دارد که حتی اگر سالها هم بگذرد، باز هم لحظهای او را ببیند. در نهایت، شاعر به حس بیگانگی از خود و درد عشق اشاره میکند که او را به ستوه آورده است.