شمارهٔ ۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا
یک ره ای سرو سهی قامت رعنا بنما
به ته کرته نیلی سوی بستان بخرام
تا گل از شوق کند خرقه فیروزه قبا
باغبان کاش کند سوسن و گل فرش رهت
زانکه بر روی زمین حیف بود آن کف پا
سرو را جالب جوی است و تو را گوشه چشم
الله الله چه تفاوت تو کجا سرو کجا
همچو بلبل به هوای گل رویت نالم
نیست این ناله و فریاد من از باد هوا
زآب صافی نگر آن روی چو گل تا دانی
کز چه رو این همه جویان تواند اهل صفا
با تو جامی هوس گشت گلستان دارد
لیک چون همرهی سرو کند شاخ گیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به زیبایی و دلربایی معشوق میپردازد و از عشق و تمنای خود سخن میگوید. او با تشبیه معشوق به سرو و باغ، خواستار دیدار او و حضورش در باغ است. به تصویر کشیدن زیباییهای طبیعت و ارتباط آن با احساسات انسانی، از دیگر مضامین این شعر است. شاعر به توجه به لطافت و زیبایی معشوق، اشاره میکند و از معشوق میخواهد تا زیباییهایش را به نمایش بگذارد. در نهایت، عواطف شاعر به گونهای بیان میشود که نشاندهنده شوق و اشتیاق او به معشوق است.