نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بنمای رخ و رشک پری خانه چین باش

با روی چنان ماه همه روی زمین باش

با ما به دل و جان مکن ای جان و جهان صلح

دل بردی و جان نیز کنون از پی دین باش

ای سوخته صد ره دلم از داغ جدایی

با عاشق دل سوخته خود به ازین باش

پیوسته جفا خوش نبود بلکه وفا نیز

گه بر سر مهر آی و گهی در پی کین باش

چون من تو شدم بس که به دل نقش تو بستم

خواهی تو جدا شو ز من و خواه قرین باش

ماییم و همین عاشقی و لذت دیدار

زاهد تو برو در طلب خلد برین باش

جامی قدم از تخت جم و مسند جمشید

برتر نه و در کوی بتان خاک نشین باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و شاعر از معشوق خود می‌خواهد که با زیبایی و دلربایی خود، دنیای او را سرشار از عشق کند. او از معشوق می‌خواهد که در دل او جا داشته باشد و برادرانه با او رفتار کند، در حالی که از درد جدایی و رنج عشق می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که تنهایی و جفای معشوق خوشایند نیست و به وفا و محبت نیاز دارد. در نهایت، او بر عشق و لذت دیدار تأکید می‌کند و از زاهدان می‌خواهد که به دنبال بهشت برین باشند و از عشق و زیبایی‌های دنیوی غافل نشوند.