شمارهٔ ۵۰۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر که روزی در نظر آن روی گلرنگ آیدش
گلشن فردوس اگر بخشند ازو ننگ آیدش
سینه پر شد عاشق دلخسته را از درد و غم
آه اگر درد دگر در سینه تنگ آیدش
در رهش صد سیمتن شد با دل چون سنگ خاک
کاش نخرامد مبادا پای در سنگ آیدش
چیست آن مژگان سنان و غمزه تیغ آن شوخ را
گر نه در دل هر زمان اندیشه جنگ آیدش
هر که آویزد چو جامی چنگ در فتراک عشق
عاقبت سررشته مقصود در چنگ آیدش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر حس عمیق عشق و درد ناشی از آن است. شاعر میگوید که هر کس زیبایی مورد علاقهاش را ببیند، حتی اگر بهشت هم به او تقدیم شود، باز هم شرمنده میشود. دل عاشق پر از درد و غم است و اگر درد جدیدی به آن افزوده شود، اوضاع بدتر خواهد شد. او از سختیهایی که در مسیر عشق وجود دارد، میگوید و آرزو میکند که خدایی نکرده آسیب ببیند. جمال و زیبایی معشوقش همچون تیرهای تیز او را آزار میدهد و حتی اگر شخصی در عشق خود به شدت تلاش کند، در نهایت به مقصودش خواهد رسید. در کل، این شعر به تلاطم احساسی و تلاشهای عاشقانه در مواجهه با مشکلات عشق پرداخته است.