نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر آب می کشد رخت از مشک ناب خط

بس طرفه کاتبی که نویسد بر آب خط

در خط شد آفتاب ز روی تو تا کشید

از مشک گرد دایره آفتاب خط

باشد دهان تنگ تو از هیچ نقطه ای

وان لب به گرد نقطه ز لعل مذاب خط

سینه کنم چو غیر تو بندد به سینه نقش

آری کشند بر ورق ناصواب خط

چون بوسه ها شمرده دهی، از خراش تیغ

می کش به سینه ام پی ضبط حساب خط

از دل نبرد حرف غمت وعده های وصل

شسته نشد ز لوح به موج سراب خط

جامی به یاد آن لب و خط خون دیده ریخت

آن دم که دید بر لب جام شراب خط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و ظرافت خطوط نوشته شده بر روی آب اشاره دارد و تصاویری از عشق و زیبایی را به تصویر می‌کشد. شاعر از نقوشی سخن می‌گوید که بر روی آب رسم می‌شوند و در لحظه‌ای ناپدید می‌گردند، مشابه عشق‌های ناپایدار. او به توصیف و نقش‌های مرتبط با چهره محبوبش می‌پردازد و از ارتباط عمیق احساسات و خاطراتی که از لب و چهره محبوبش به یاد دارد، صحبت می‌کند. این احساسات در دل تنگی و غم در هم تنیده شده‌اند، به طوری که خاطره‌ها و بوسه‌ها همچنان در ذهن شاعر باقی می‌مانند. در نهایت، شاعر به یاد لب‌های محبوب و زیبایی آن‌ها جامی پر از شراب می‌نوشد و احساسات عمیق خود را از عشق و زیبایی ابراز می‌کند.