نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سر به پای توام ای کعبه جان نیست گزاف

گر بگویم که کند گرد سرم کعبه طواف

صورت آرزوی من ز گریبانت نمود

نیست آیینه درویش به جز سینه صاف

چیست این نافه اگر زانکه به چین آهو را

نبریدند به سودای سر زلف تو ناف

جلوه حسن تو زینسان که جهان را بگرفت

هیچ کس را نتوان داشت ز عشق تو معاف

با همه روی زمین متفقم در همه دین

مشرب عشق تو شست از دل من نقش خلاف

تیغ مصقول تو آیینه مقصود من است

یارب این آینه را سینه من باد غلاف

زان میان چون قلم از موی همی پیچد سر

فکر جامی که به هر نکته بود موی شکاف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با بیانی عاطفی و عاشقانه به ستایش محبوب می‌پردازد و عشق به او را برترین حقیقت می‌داند. او خود را در مقابل محبوب توصیف می‌کند و می‌گوید که انگار تمام جهان به دور حسن او می‌چرخد. با استفاده از تشبیهات زیبا، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به محبوب بیان می‌کند و عشق به او را از دیگر احساسات متمایز می‌سازد. همچنین، اشاره به کعبه و تصاویری از زیبایی و طواف نشان‌دهنده عبادت و ارادت او به محبوب است. در کل، شعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد و نشان‌دهنده این است که هیچ کس نمی‌تواند از عشق به او فرار کند.