شمارهٔ ۵۲۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رهروی خوش سخنی گفت ز پیران طریق
کاولین شرط درین راه رفیق است رفیق
طالب صحبت رندان شو و توفیق ادب
از خدا خواه که الله ولی التوفیق
چون به نظاره ساحل گذری خنده زنان
دامن عاطفت خود مکش از دست غریق
چیست آن رشته که آویخت خور از خیط شعاع
یعنی ای ذره برون آی ازین چاه عمیق
به جز این نکته نشد حاصلم از دقت فکر
که بدان سر میان ره نبرد فکر دقیق
لعل سیراب تو رخشنده سهیلی ست که داد
گوهر اشک مرا پرتو آن رنگ عقیق
هر معاشر به رفیقی دم یکرنگی زد
جامی و جام شفق گون که رفیقی ست شفیق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت دوستی و همراهی در راه سیر و سلوک است. شاعر بر این نکته تأکید میکند که اولین شرط برای پیشرفت در این مسیر، داشتن رفیق خوب است. او همچنین از انسانها دعوت میکند که به جمع دوستانی از اهل دل بپیوندند و از خداوند توفیق بخواهند. در ادامه، با تصاویری زیبا به جایگاه عشق و محبت اشاره میکند و به این نکته میپردازد که انسان باید از دنیای مادی بازگردد و به معنویت و حقیقت نزدیک شود. در نهایت، شاعر به ویژگیهای خاص رفیق خوب اشاره میکند و او را مشابه جامی رنگین و شفاف توصیف میکند که میتواند در برقراری ارتباطات عمیق و معنوی کمک کند.