شمارهٔ ۵۳۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زد به شکرخنده لعلت بر دل ریشم نمک
یا غزال الحی یا ضبی الحمی ما املحک
تا شدی ظاهر بدین لطف و جمال ارباب دین
متفق گشتند در تفضیل انسان بر ملک
چون پری پنهان مشو ای بی تو بینایی محال
زانکه مردم را چو چشمی چشم را چون مردمک
نقد اخلاص مرا هر بار یابی پاک تر
گر زنی صد نوبت از سنگ جفایم بر محک
موجب ننگ است نامم نامه عشق تو را
کاش نامم را کند تیغ اجل زین نامه حک
دل یکی دارم من و دلبر یکی آن بخت کو
تا بگویم قصه دل پیش دلبر یک به یک
از فلک جامی چرا نالد که با او هر چه کرد
دور خورشید جمالت کرد نی دور فلک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و عشق و کشش او نسبت به معشوق را توصیف میکند. شاعر با بیان اینکه عشق او خالص و بیریا است، به تأثیر محبت معشوق بر دل و جان خود اشاره میکند. همچنین، او احساس ناتوانی و وابستگی به معشوق را بیان کرده و نشان میدهد که بدون عشق او، زندگی دشوار و بیمعناست. در نهایت، شاعر از احساس عمیق خود و اهمیت رابطهاش با معشوق صحبت کرده و بیان میکند که با وجود تمام دردها، عشق او ارزشمندتر از هر چیز دیگری است.