شمارهٔ ۵۵۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال
چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل
بعد عمری لبت ار وعده کامی دهدم
غمزه شوخ تو گوید ز کمین لاتعجل
قصد تو غایت جور است و جفا با چو منی
غیر هذا بک یا غایة قصدی اجمل
بود صد نخل هوس بیخ فرو برده به دل
صرصر عشق تو کرد آن همه را مستاصل
مشرب عشق چو باشد چه غم از طعن حسود
بحر ژرف از دهن سگ نشود مستعمل
گرچه هر جا دلم آویزش و آمیزش کرد
قبله عشق همان ست که بود از اول
در سخن کوش نه در زینت دیوان جامی
شعر را چون نبود آب چه سود از جدول
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی شاعر است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و به عواطف و دردهای ناشی از عشق اشاره میکند. او بر این باور است که عشق حقیقی نیاز به تلاش و صبر دارد و حتی در برابر حسادت دیگران، از عشق خود دست نخواهد کشید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که ارزش شعر در عمق احساسات و تجربههای واقعی است، نه در زینتهای ظاهری.